تبلیغات
✘⑂رُسـ ــ ــ ــوبــ ــ ــ ✘⑂ - 14:عشقـ یآ عآدتـ؟!

✘⑂رُسـ ــ ــ ــوبــ ــ ــ ✘⑂

اگه خاموشم و خسته،اگه از تو دور دورم ... تکیه کن به من غریبه،من یه کوه پر غرورم!...

پیش نوشت:"کمیـ کمتر اگر بودیـ بهتـ عآدتـ نمیـ کردمـ ..."
فکر کنیم وسط های سال بود!شاید بعد از امتحانات میان ترم و شاید هم قبلش!نمی دانم!هرچه بود همین امسال بود!...
داشتیم با رفیق فابریک عزیزمان در خیابان قدم می زدیم و از هر دری سخنی بود تا بحث کشیده شد به سمت عشق و عادت و تفاوت هایشان!
رفیق فاب گفت:"ببینـ!قبولـ دآرمـ عشقـ از عآدتـ جدآستـ ولی معتقدمـ عآدت اولینـ قدمـ عشقـ استـ "
هیچی دیگر می خواستیم بگوییم الآن به تهِ تهِ حرفش یا همان عمقش رسیده ایم!
ودیگر هیچ ...

پی نوشت:زده ایم توی کار ناخن و لاک و پدیکور و مانیکور و از این حرف ها!وضع ریمل کشیدمان نیز بهبود یافته به صورتی بسیار چشمگیر!هیچی دیگر!یک پا آرایشگر شده ایم برای خودمان!

دیگری نوشت:
بــه نَســـل ـهآی بَعــد بگـــویید
کــه نَســـلِ مـــآ نــه سَـرِ پیـــآز بـود نـه تَـه پیـــآز
نَســلِ مــآ خـــوُد پیــآز بـود
کــه هَـر کــه مــآ رآ دیـد، گِریـه کَـــــرد ...

پیوست:دیروز یک رمانی خواندیم که خلاصه می شد درآن چهار جمله ی بالا!یعنی دلمان برای شخصیت هایش کباب شد!

نوشته شده در شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 10:08 ق.ظ توسط ✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘ نظر تو چیستـ ؟! | |


قالب پرشین بلاگ - آژانس مسافرتی - آریس باکس | قالب وبلاگ - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ