تبلیغات
✘⑂رُسـ ــ ــ ــوبــ ــ ــ ✘⑂ - 31:و قسم به نور...

✘⑂رُسـ ــ ــ ــوبــ ــ ــ ✘⑂

اگه خاموشم و خسته،اگه از تو دور دورم ... تکیه کن به من غریبه،من یه کوه پر غرورم!...

این چندروز را مرتب درسفر بودیم و البته درجاده!
دونکته ی اکتشافی:
اول اینکه،زبان جاده و ماشین،زبان چراغ است و چراغ!
این زبان چراغی خیلی زبان باحالیست!هرجا مامور محترم راهی کمین کرده بود چند متر جلوتر رانندگان محترم با تک چراغی مارا از آن مطلع می کردند و بالعکس!:-D
یک جایی هم ماشینها ب صورت بسیار عجیبی اعلام خطر کردند!اینجا بود ک ماشین جلویی به همان زبان مذکور ب ماشین عقبی که پدر ما باشد گفت که از او سبقت بگیرد چون می ترسد اول برود!!!بعداکاشف به عمل آمد که برادران محترم پلیس راه کمین نموده بودند بد رقمه!خلاصه که در مدت هشت ساعت رانندگی گفت و گوهای زیادی بین رانندگان رد و بدل شد و نیش ما درتمام این مدت باز بود از کشف این زبان مخصوص!البته با تشکر از پدر که زحمت ترجمه را بردوش می کشید!
واما نکته ی دوم!می گویند روستای هزار ماسوله!ما این روستا را ندیده ایم،اما پاوه بی گمان شهر ده هزار و حتی یک میلیون ماسوله است!شهری که در دل یک دره بنا شده و خانه هااز کناره ی دره شرو شده و تا عمق رفته و دوباره بالا می روند!ببخشید که نمی توانیم خوب توصیفش کنیم ما همیشه از توصیف چیزهایی که خیلی احساساتمان را دچار می کنندعاجزیم!فقط همینقدر بدانید که چهره ی این شهر در دل شب واقعا زیباست!توصیف شدنی نیست!اقیانوس مواجی را می ماند از نور...باید ببینید تا بفهمید چه می گویم!باید ببینید!


نوشته شده در سه شنبه 12 فروردین 1393 ساعت 01:18 ب.ظ توسط ✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘ نظرات | |


قالب پرشین بلاگ - آژانس مسافرتی - آریس باکس | قالب وبلاگ - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ