تبلیغات
✘⑂رُسـ ــ ــ ــوبــ ــ ــ ✘⑂ - 4:بالاخره

✘⑂رُسـ ــ ــ ــوبــ ــ ــ ✘⑂

اگه خاموشم و خسته،اگه از تو دور دورم ... تکیه کن به من غریبه،من یه کوه پر غرورم!...

بالاخره اینجاس!تموم شد!آماده ی آماده جلو رومه!
همینجا ... درست روبروم رو میز کامپیوترم!
بعد یه هفته بحث و جدل و تو سر و کله ی هم زدن و این آره اون نه و چه می دونم از این خوشم میادو اون ب درد من نمی خوره و کوفت و زهرمار و درد و مرضضضضضض!رسیدیم به اینجا که انتخاب رشته ام الآن جلو رومه دقیقا جلوی مانیتور!
سعی کردم تو انتخاب شهرش سیاست به خرج بدم!!!!هرچند مشاورم می گفت تو دانشگاه های خیلی خوبی رو می تونی قبول شی ولی اینجا رو ترجیح دادم!
نه خیلی نزدیک ...نه خیلی دور!نه خیلی کوچیک ... نه خیلی بزرگ !یه جای خوب برای شروع کردن!تنها شروع کردن !تنهای تنها ... با خودم و خودم!هرچند همونطور که گفتم خیلیم دور نیست و این مامانی که من میشناسم هفته ای یه بار بهم سرنزنه واقعا شاهکار کرده ولی خب بازم حس خوبی داره!این دقیقا چیزیه که بهش نیاز دارم!تموم سال گذشته رو ب این امید سرکردم که یه ماه دیگه برم و از اینجا دور شم!الآن این بیشترین چیزیه که می خوام!
هرچند تنهایی منو می ترسونه ولی این ترس عجیب شیرینه ... شیرین ...

نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد 1392 ساعت 10:02 ب.ظ توسط ✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘ نظرات | |


قالب پرشین بلاگ - آژانس مسافرتی - آریس باکس | قالب وبلاگ - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ